يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
67
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
اشارت كرد تا پيل برانند - پيل درآمد سيدى را پارهپاره كرد - و سيدى استغفار ميكرد « 1 » - همچنين ميآرند كه مدت يك ماه پيش ازين واقعه سيدى پاك « 2 » دين و آن شيخ بزرگمنش شبانروز اين بيت ميگفت و مىخنديد عليه الرّحمة و الغفران * * رباعي * در مطبخِ عشق جز نكو را نكُشند * لاغرصفتان و زشتخو را نكشند گر عاشق صادقي ز كشتن مگريز * مرد « 3 » مُردار بود هرآنچه او را نكشند فرمان شد ديگران را باز گردانيد - بعد آن سيوم روز كوكى كافتند بقياس ده گز طول سه گز عرض و دران آتش سخت كردند تا طايفهء باقى را دب كنانند - اركليخان دستارچه در گردن كرده بوجه شفاعت پاى سلطان گرفت - سلطان جمله را جانبخشي كرد - بعد آن دوم كرت بجانب رنتنبور « 4 » مهم كرد - اركليخان بىرخصت سلطان در ملتان رفت - ملك علاء الدين مقطع كره جائى رفته « 5 » بود سلطان بسبب اين معني « 6 » بغايت مترّدد و مشوّش ميبود - طرف « 7 » كالپور مقام كرد - و آنجا يك چبوتره و يك گنبد بزرگ بنا نهاد - و دران اين رباعي از انشاى خاص « 8 » خود نوشتن « 9 » فرمود - * رباعي * ما را كه قدم بر سر گردون « 10 » سايد * از تودهء سنگ و گل چهقدر « 11 » افزايد آن سنگ شكسته ز آب نهاديم « 12 » درست * باشد كه شكستهء درو آسايد ملك سعد منطقي و راجا علي را طلب فرمود و گفت درين « 13 » رباعي هيچ عيبى است - باتفاق گفتند هيچ عيب « 14 » نيست بغايت پسنديده
--> ( 1 ) M . omits سيدى استغفار ميكرد . ( 2 ) . منش to پاك M . omits from ( 3 ) . مرد مردار مرد and M . مرد مردان B . ( 4 ) M . زنهنور . ( 5 ) M . جائي بود رفته ( 6 ) B . omits معني ( 7 ) B . كالبور . ( 8 ) M . omits خاص . ( 9 ) M . نبشتن ( 10 ) M . شايد . ( 11 ) M . چه دور افزايد . ( 12 ) B . بنهادم دست . ( 13 ) M . در رباعي . ( 14 ) M . omits عيب .